السيد موسى الشبيري الزنجاني
5127
كتاب النكاح ( فارسى )
كسى كه در طريق اين روايت قابل بحث است قاسم بن عروه است . چون تمام اسناد اين روايت به وى منتهى مىشود . كافى ، تهذيب ، استبصار ، كتاب حسين بن سعيد - كه به نام نوادر احمد بن محمد بن عيسى معروف شده است - رساله متعه شيخ مفيد در تمام اين كتب ، اسناد به قاسم بن عروه مىرسد و قبل و بعد او هم اشكال سندى وجود ندارد . اما در مورد قاسم بن عروه هم به نظر ما هيچ شبههاى وجود ندارد . چون ما روايت كردن اجلاء و محدثين معتبر را از يك فرد - در صورتى كه تضعيفى در موردش نباشد - اماره وثاقت مىدانيم و مسألهاى را كه مرحوم آقاى خويى درباره اصالة العدالة طرح كردهاند - كه قدما اصالة العدالهاى بودهاند - صحيح نمىدانيم ، بلكه آنها احراز وثاقت مىكردند و بعد روايت نقل مىكردند . كتاب قاسم را حسين بن سعيد و عباس بن معروف كه از اجلاء هستند نقل كردهاند ، همچنين على بن مهزيار ، محمد بن عيسى و ابن فضال هم از وى روايت مىكنند كه همه از اجلا هستند . ابن ابى عمير هم از او روايت دارد و ما نقل ابن ابى عمير را علامت وثاقت مروى عنه مىدانيم « 1 » . رسم محدثين معتبر اين نيست كه اكثار روايت كنند از ضعفاء ، پس اين روايت هم از اين نظر اشكالى ندارد . 3 - روايت أبو بصير « 2 » : و عن الحسين بن محمد عن معلى بن محمد عن الحسن بن على عن حماد بن عثمان عن ابى بصير قال سئل أبو عبد الله عليه السلام عن المتعه أ هي من الاربع ؟ قال لا و لا من السبعين . سبعين كنايه از تكثير است ، در لغت عرب مانند آيه شريفه ان تستغفر لهم سبعين مره . . . كنايه
--> فى المتعة ليست من الاربع لانها لا تطلق و لا ترث و انما هى مستأجره . ( 1 ) - در معجم رجال الحديث ، ج 14 ، ص 29 ، روايت بزنطى هم از قاسم بن عروه نقل شده است ، ولى چون ايشان اينها را علامت توثيق نمىداند فرموده اينها دليل توثيق نمىشود يعنى صغرويا پذيرفته است ، اما از لحاظ كبرى قبول نكرده است اما ما كبرى را در جاى خود تحقيق كرديم و آن را ثابت مىدانيم اما روايت بزنطى را هيچ پيدا نكرديم با اينكه شايد چند صد كتاب را مراجعه كرديم و بايد سهو قلم باشد ولى ابن ابى عمير از او روايت دارد و همين كافى مىباشد . ( 2 ) - الوسائل ، باب 4 من ابواب المتعه ، الحديث 7 .